اکتاویو پاز به عنوان برجسته‌ترین نویسنده و منتقد مکزیک شهرت دارد.

اوکتاویو پاز برنده جایزه نوبل1990 ادبیات و دریافت کننده جایزه صلح فرانکفورت و جایزه نویشتات است.

او بیش از 25 کتاب شعر و داستان دارد. او شاعر، مقاله نویس، نمایشنامه‌نویس، فیلسوف اجتماعی و منتقد بود، همچنین به عنوان یک سیاستمدار مکزیکی در فرانسه و ژاپن و به عنوان سفیر درهندوستان خدمت کرده است. متن زیر از کتاب «هزارتوی تنهایی» یکی از قدیمی‌ترین آثار وی در باره مکزیک و مردم آن، ویژگی‌ها و فرهنگ این کشورانتخاب شده است.                                                              

 

مکزیکی تنها، به جشن‌ها و همایش‌های عمومی عشق می ورزد.اواز هر موقیعتی برای جمع شدن، از هر دستاویزی برای توقف زمان و یادبود انسان‌ها از طریق جشنواره‌ها و یا مراسم آیینی  استقبال می کند. ما مردمانی مذهبی هستیم و این ویژگی تخیل و احساس ما را غنی می کند.

هنر برگزاری جشنواره‌ها و اعیاد مذهبی در بسیاری از کشورها کم ارج است اما درمکزیک اینطور نیست. تنها در چند مکان از د نیا  می تو ان در نمایش‌هایی چون اعیاد مذهبی بزرگ مایا با رنگ‌های تند،  لباس‌های عجیب و غریب و رقص، آتش بازی و در هم لولیدن‌های خستگی ناپذیر شرکت کرد: میوه، آب نبات، اسباب بازی و سایر چیزهای دیگر در چنین روزهایی در میادین و بازارها ودر هوای آزاد فروخته   می شود.

تقویم ما مملو از جشنواره‌ها و اعیاد است.

یعنی روزهای مشخصی که تمامی کشور از روستاها تا بزرگ ترین شهرها به افتخار باکره گوادلالوپ و یا بنیتو خوارز دعا می کنند، فریاد می زنند، مست می شوند و فریاد می زنند.

 همه ساله در پانزده سپتامبر در ساعت یازده شب ما عید گریتو ( فراخوان پدرایدالگو برای جنگ با اسپانیا) را در تمامی میدان های عمومی جشن میگیریم و توده های هیجان زده یک ساعت تمام فریاد می کشند... شاید بهتر است که برای بقیه سال ساکت بمانند. در طی روزهای قبل و بعد دوازده دسامبر (جشن باکره گوادالوپ) زمان توقف کامل می رسد و به جای راهگشایی به سوی فردایی فریبنده که همیشه خارج از دسترس است، یک امروز کامل و عالی را همراه با رقص و جشن و سرورناشی از ارتباط با مکزیک کهن و پر رمز و راز به همه شهر وندان تقدیم می کنند.

زمان تسلسل ندارد، چیزی می شود که در اصل بوده و هست: حالی که در آن گذشته و آینده تلفیق می شوند.

اما جشن‌هایی که کلیسا و دولت برای کشور ترتیب می دهند کافی نیست. حیات هر شهر و روستا توسط یک حامی مقدس اداره می شود که فیض او با صمیمت نظام یافته ای جشن گرفته می شود.

 کشورهای همجوار نیز جشنواره ها و مراسم و نمایشگاه‌های سالانه خود را دارند و هر یک از ما نیز ملحد یا کاتولیک و یا هر چیز دیگری روز مقدس خود را داریم.  برای ما ممکن نیست بتوانیم تعداد جشن‌ها و زمان و هزینه‌هایی که صرف آن‌ها می شود محاسبه کنیم.

به خاطر می آورم که چند سال پیش از شهردار روستایی نزدیک «میتلا» پرسیدم« درآمد اداره روستا چقدر است؟».....ادامه مطلب                                                          

                                                       لینک دانلود کامل متن